خرید بک لینک
منتخب وبسایت Goodreads 2015 توصیه شده Charlotte Huck foundation 2016 روزی مامان و بابام من را بردند تا توی فروشگاه «بانی خرگوشهی عید پاک» را ببینم.روی چمنهای مصنوعی، کنار تخممرغ مصنوعی گنده،توی سبد مصنوعی ایستادیم.وقتی نوبت من شد که با بانی عکس بیندازم، نگاهم افتادبه پنجههای بزرگش و آنها را کشیدم.دست یک مرد توی آن بود. حلقهی طلاو موهای ریزریز بور داشت.جیغ زدم: «این مرده که! بانی خرگوشه نیست!»دختری هم شروع کرد به گریهوزاری کردن.مدیر فورشگاه ما را مجبورکرد آنجا را ترک کنیم.من سبد مجانی شکلات تخممرغیها را نگرفتم.با آن اسباببازی گنده هم عکس نینداختم.آنجا بود که فهمیدم آدمها همیشه دوست ندارند حقیقت را بشنوند. «پاستیلهای بنفش»، کاترین اپلگیت، نشر پرتقال ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 22:39

وقتی بچه بودم، عمو پیت کراواتی داشت با نقش جوجهتیغی. فکر میکردم آن کراوات قشنگترین چیز دنیاست. عمو پیت با حوصله جلوی من میایستاد و من مشغول دست کشیدن به سطح ابریشمی آن میشدم، حتی گاهی انتظار داشتم یکی از تیغها دستم را سوراخ کند. یک بار اجازه داد آن را ببندم. همیشه دنیال کراواتی مثل ان بودم تا مال خودم باشد، اما هیچوقت نتوانستم پیدا کنم.وقتی دوازده ساله شدم از پنسیلوانیا به آریزونا اسبابکشی کردیم. وقتی عمو پیت برای خداحافظی آمد، همان کراوات را زده بود. فکر کردم حتما این کار را کرده تا برای آخرین بار نگاهی به آن بیندازم و از این بابت از او ممنون بودم. اما آخرسر، در یک غلیان عاطفی، خیلی سریع کراوات را باز کرد و انداخت دور گردن من. گفت: «این مال تو، هدیهی خداحافظی.»آنقدر آن کراوات را دوست داشتم که تصمیم گرفتم مجموعهای از کراوات درست کنم. دو سال بعد از سکونت در آریزونا، تعداد کراواتهای مجموعهی من هنوز همان یکی بود. من در کجای مایکای آریزونا، میتوانستم کراوات جوجهتیغی پیدا کنم – هر جای دیگر هم؟روز جشن چهاردهمین سال تولدم، در روزنامهی محلی مطلبی دربارهی خودم خواندم. بخش خانواده، در روز تولد بچهها، خصوصیات عادی آنها را چاپ میکرد و مادرم هم اطلاعات مختصری به آنها داده بود. آخرین جملهی آن میگفت «لئو برلاک، به عنوان سرگرمی، کراواتهایی با نقش جوجهتیغی جمعآوری میکند.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 22:39

من درسم را خوب خوانده بودم!!!آماده برای کنکوری موفق!همه چیز داشت خوب پیش میرفت! از روی برنامه قبلی با تست ادبیات شروع کردم ...که ای کاش این کار را نمیکردم!سوال اول آرایه ادبی بودشعری از هوشنگ ابتهاج...."بسترم ...صدف خالی یک تنهاییستو تو چون مرواریدگردن آویز کسان دگری...."و نتیجه این شعر ....کنکوری با رتبه افتضاح بود...!راستش منسر جلسه کنکورتمام داستان های خفته در این شعر را به چشم دیدم!دیدم که اینگونه پریشان شدم!همه سرگرم تست زدن و دخترکی سرگردان در خیابان ....!نمیدانم هوشنگ ابتهاج را نبخشم یا مشاور را که گفت با ادبیات شروع کن ...حتما 100 میزنی!هیچ کدام فکر این جا را نکرده بودیم که قرار است طراح سوال....با یک شعر نیم خطیگذشته را گره بزند به آینده!..فدای سرت ....دانشگاه آزاد زیاد هم بد نیست!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 22:39

Image result for ‫بوف کور‬‎

#بوف کور،صادق هدایت(:

+عکس از آقای الف جان^^

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 22:39

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگیست که جریان دارد زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش! که بدون تو فقط خواب پریشان دارد یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?! کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد ! خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد! شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر سر و سریست که با موی پریشان دارد "من از آن روز که در بند توأم" فهمیدم زندگی درد قشنگیست که جریان داردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 22:39

۱۳۹۶/۷/۲۶

سالگرد دمیده شدن روح خدا در وجودت مبارک(:🍁

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 22:39

Related image 

نبودنت، کسری ست با مخرج صفر؛

همانقدر بی معنا،همانقدر تعریف نشده...!

+امتحان ریاضی(=

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 22:39

دختره نوشته خندوانه به ما یاد داد که بخندیم. راست میگه ما قبلش همه فلج مغزی بودیم بجای خنده از دهنمون تف می اومد

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 17:37

برای چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی وبتو بستی هان؟

برچسب: نویسنده: ترانه کاشفی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 17:37

صفحه بندی